نمیشه با نبودت ساده سر کرد...

خرید بک لینک
از اواخر فروردین که برگشتم خوابگاه ، هر روز که صبح میشه صدای پرستوها رو میشنوم و حدودا تا ساعت ۹ و ۱۰ صبح که از مقابل پنجره اتاقم پرواز میکنند و دنبال همدیگه میکنند ، میتونم شور و هیجانشونو ببینم.تو این مدت هر از چندگاهی مینشستم و با دقت نگاهشون میکردماولش یجورایی پروازشون تو هم تو هم و شلوغ و در هم برهم دیده میشه که فقط سرد صدا میکنند و آشفته تو هوا پرواز میکنند .ولی اینطور نیستاونا دو به دو دنبال هم میکننداینو وقتی با نگاهم دنبالشون میکنم میبینم و اگه امکانشو داری پیشنهاد میکنم تجربهاش کنیتجربه خوبیه ، حس خوبی داره دیدن و کشف کردنشون...دوتایی دنبال هم میکنند و تو این شلوغی هم رو گم نمیکنندگاهی یکیشون وسط اون شلوغی میره سمت چپ و اون یکی به راست پرواز میکنه و از هم دور میشن و در لحظاتی بعد به هم میرسن و مجدد از هم دور میشن.رفتارشون مثل یه بازی با آدرنالین بالا توی خون، نشاط آوره.با دنبال کردن مسیر پرواز هر کدومشون خطوط منحی و گرد و دایرهواری رو میتونی فرضی کنی که گاهی وقتی با ی تغییر مسیر ناگهانی موجب میشه نتونی الگوی خاصی برای پروازشون متصور بشی.اگه اثر مسیر پروازشون بجا بمونه مثل خط خطیهای رندوم روی کاغذ میشه که یه بچه انجامش بده .و در حالی که ممکنه خیلی بی معنی و اتفاقی بنظر برسند میشه ازش یچیزایی هم متوجه شد و درک کرد.با این تفاوت که خط خطیهایی که پرستوها و سایر پرندهها تو فضا میسازن، روی صفحهی فضا نمیمونه و فقط میتونی تو ذهن ی الگویی ازش متصور بشی ...الان که دارم اینو مینویسم تقریبا غروب شده و هوا گرگ و میش و نوبت پرواز عصرانه پرستوها رو به پایان هست و صداشون داره کمتر و کمتر میشهانگار یکی یکی میرن به لونههاشون و تعدادشون کمتر میشهجالبه ، صبح که میان تا قبل گ نمیشه با نبودت ساده سر کرد......

ما را در سایت نمیشه با نبودت ساده سر کرد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 19:08

رسالت تو حضورِتو فقط حضور داشته باش حاضر باش در جایی که برای توست وقتی حضور داری هیچ بودن معنا پیدا میکنه هیچ بودن محقق میشه وقتی حضور پیدا میکنی و تسلیم آنچه برات مقدر و فراهم شده میشی . میدونی ؟ همه چیز با حضور برای هیچ محیا و مهیا میشه حاضر که باشی به بهترین خودت تبدیل میشی به بهترین و بی نقص ترین نسخه خودت نه تنها همه چیز برای تو که هیچ هستی خواهد بود؛بلکه نواقص و حتی دردهایی که از خودت نشاءت گرفته و از وجودت پدیدار شده هم التیام پیدا کرده و ناپدید میشه. وجود داشتن رو ولش ، حضور داشته باش فقط حضور داشته باش ، با حضور کامل رسالتت رو درک میکنی ؛ حضور در اونچه برات مقدر شده موجب میشه: از هر چه که ساخت خودت هست دور بشی و به منشا انرژی مطلق وصل بشی.فقط من و جام و می و معشوق ، الباقی اضافات است ...تو بده داد دل من ، دگران بیدادند چیزهایی که در پی اونها کرارا به ثبت موجودیتت دامن میزنه و نقشت رو تعیین و پررنگ میکنه رو رها کن که بیراه رفتن رو رها کردی . رها کن پیگیر بودنت برای ثبت وجودت رو ، فقط حضور داشته باش و با حضور کامل در محضر اونچه برات مقدر شده هیچ و تسلیم باش .فقط بدون بایستی که حضور کامل رو حس کنی .تو هیچ کار اضافی نکن ، درک کن حضورت رسالتت هست ، میتونی حضور داشته باشی ؟ حضور داشتنت همه چیزی هست (که برای یافتنش بدنبالش تلاش زیادی کردی) برای تو که هیچ هستی.وقتی برای رسیدن به خواستهها و تمایلات ذهنیت تلاش میکنی ،وجودت رو اثبات میکنی !وجود داشتنت در این مرحله بزرگترین خطر برای هیچ بودنت هست .تنها با حضور داشتن در جایی که برات مقدر شده باشیاعلام میکنی که هیچ هستی و هم نوا با عالم هستی در مسیر اون قرار میگیری و با اون یکی میشی .در مسیرش قرار میگیری و التیام پیدا کرده و از ا نمیشه با نبودت ساده سر کرد......

ما را در سایت نمیشه با نبودت ساده سر کرد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 15:18

واکنش به آنچه تو خواهی و نتیجهاش ...آرامش در قبال وقوع آنچه که رخ نداده و نمیدونی قراره چ بشه:از حادثهی زمان زاینده مترسوز هر چه رسد ، چو نیست پاینده ، مترساین یکدم عمر را غنیمت میداناز رفته میاندیش و از آینده مترس#مولاناخوشم میاد ازش؛ خودشم میدونه اینواینکه بخشی از وقت و انرژیمو باهاش تقسیم کنم برام خوشایندهاینکه اون رو هر از چند گاهی ببینم.گاهی که دنیا میخواد هم مسیر بشیماز میان هیاهو با سبکی باهم به دل ماجرایی پر بکشیم ...این اتفاقات کم تکرار میتونه انرژی بخش باشه...برام واضح نیست اون چی دوست دارهولی برام وضوح داره که بایستی به خواستهاش احترام بزارمو هم اجازه بدم روزهای جدید اونطور که برام مقدر شدهاونطور ک هستی برام میخوادبه سمتم بیاد و همسو با جریانبه سبکی باد ، به روانی آبخودم رو به مسیر میسپرمفقط همین . نوشته شده در تاريخ سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ در ساعت 0:0 توسط به تنهایی خورشید | نمیشه با نبودت ساده سر کرد......

ما را در سایت نمیشه با نبودت ساده سر کرد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 15:18

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ...می خواری و مستی ره و رسمی دگر داشت ....ی مرحله طبخ از زندگی هست که ممکنه هر کسی بهش برسه.قبل رسیدنِ این مرحله از زندگی خیلی احساس تنها بودن میکنی ،و دائم در پی این هستی که کسی رو کنارت داشته باشی.یه نفر با خصوصیات خاص ؛که میدونی چه بُنمایه و مشخصههای شخصیتیای داره.شاید اون شخص رو نایده هم یجورایی بشناسی...تیپیکال و جنس شخصیت ،حدود پتانسیل و گرایشات روحی و حتی تواناییاش رو میشناسی.شاید نادیده بهش اعتماد هم داری !و اوج سختی درست هنگامی برات پدیدار میشه که اون (شخصیت) رو کنارت نداری ،جای خالیش توی زندگیت مثل ی خلاء بزرگ، پر ابهام ، تاریک و سرد هست.و اینجا تنهاییت بیشتر خود نمایی میکنه.طوری ک حس تنهایی لحظههاتو سفت و سَخت پُر میکنه؛دقیقا لحظههایی که حیفت میاد به تنهایی بگذره؛(چون آهوی گم گشته به هر کوچه روانم ، تا دام در آغوش نگیرم نگرانم)ازین تنهایی نگرانی و آروم نداری..چون فکر میکنی بایستی این لحظات رو با دیگری تقسیم کنی...طوری که گذر این لحظات اذیت کننده میشه و خستت میکنه.موازنه و تعادل ثبات یافتهات رو، دُچار میکنه و هدف میگیره.اینجاست که داری میرسی به اون مرحله از زندگی که طبخ میشی !مرحلهای که نحوه برخورد و نگاهتو میتونه تغییر بده .بعد از روزها...، هفتهها...، ماهها و سالها حس فقدانِ اون نفر (شخصیت) خاص!و کشیدن ی وزنه سنگین خلاءناک،پس از بارها چشیدن طعم فقدان گم شدهای در طی سالیان متمادی...بالاخره متوجه ی موضوع میشی .متوجه میشی احساس تنهایت از کجا منشا میگیره ،تازه متوجه میشی چرا راه حل های دیگران برای برطرف کردن تنهاییاشون برای تو جواب نمیده .جنس تنهایی تو با راه حل دیگران برا رفع تنهاییشون فرق داره.تنهایی تو از انتظار نشا نمیشه با نبودت ساده سر کرد......

ما را در سایت نمیشه با نبودت ساده سر کرد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 15:18

صفحه بندی